تبليغاتX
میــثـــم اشـــتـــــری | Meisam Ashtari

 

 

فرامرز حجازی مرد. خوندن جمله‌اش توی گوگل ریدر یک دفعه تکونم داد.

فرامرز از دوستای بابای مریم و فاطمه بود. از بچه‌های خوب شریف. شاعر هم بود.

 

به انقلاب که می‌رسی

چشمهایت پر از اشک می‌شود

چون هوا آلوده است

 

مردم وقتي به ‹انقلاب› مي‌رسند اشك مي‌ريزند،

اما ‹ولي عصر› هنوز هم طرفدار دارد.

حتي ‹رپ› ها هم ‹ولي عصر› را دوست دارند!!

 

 

او خوب بود و بزرگ. دوست خوبی هم بود برای من.

 

 

آسمان جلیم، باشد

جنس بنجلیم، باشد

لوطی و غریب و تنها

داش آکلیم باشد

بین این همه فضایل

ما فقط خلیم، باشد

عیدتان کلاغ‌ها خوش

ما که بلبلیم، باشد

 

 

آخرین مطلب وبلاگ فرامرز دیدنی است. عکس‌ش امروز کلی من را به فکر فرو برد.

 

 

 

پ‌ن 1: کورش علیانی خوب نوشته بود درباره‌اش. در وبلاگش بخوانید.

 

پ‌ن 2: وبلاگ خود فرامرز سال‌ها حرف‌های خوبی داشت.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

اولین بار بابای مریم و فاطمه بود که من را با شاملو آشنا کرد. تقریباً اول یا دوم راهنمایی بودم. کتاب هوای تازه را بهم داد تا بخونم.

بعد‌ها عاشقش شدم. حتی با کتابش فال هم می‌گرفتم. تمام نوارهایش را خریده بودم. آن موقع‌ها تکنولوژی CD هنوز همه‌گیر نشده بود و خیلی وقت‌ها با همان صدا می‌خوابیدم. با آهنگ‌های بابک بیات.

 

اما امروز 9 سال است که مرده و من این را وقتی یادم آمد که تلویزیون B*B*C* در موردش مستند پخش کرد و باز هزاران افسوس که چرا هیچ جای این رسانه‌ای که گفته می‌شود برای من هم می‌تواند باشد، هیچ چیزی پخش نکرد.

مستند فوق‌العاده‌ای بود.

 

 

پ‌ن 1:

به اندیشیدن خطر مکن

روزگار غریبی است نازنین

 

آنکه بر در می‌کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

 

دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می‌پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

 

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

 

آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان

 

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است

 

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

خبر بازپس دادن کتاب کافه پیانو در تعداد بسیار، چند روزی است که در سایت‌های مختلف درج شده است. با این اوصاف مسئولان کتاب فروشی نشر چشمه به تکذیب این اخبار می‌پردازند و تعداد کتاب‌های پس داده شده را بیش از 40 جلد نمی‌دانند.

 

این در حالی است که تعداد کتب مرجوعی بیش از هزار جلد عنوان شده است. گفتنی است کسانی که کتاب‌ها را به کتابفروشی پس آورده بودند در مقابل کتاب تقاضای عودت وجه نکرده بودند. شهرستانی‌ها هم در تعداد بسیار زیاد از طریق پست کتاب را پس داده‌اند.

 

اما ماجرا از آنجا آغاز شد که شب 22 خرداد؛ زمانی که شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی در حال اعلام اخبار انتخابات ایران بود، فرهاد جعفری با این شبکه تماس گرفت و به اعلام نکاتی درباره انتخابات پرداخت.

 

او که پیش از انتخابات در بیانیه‌ای 12 ماده‌ای از محمود احمدی‌نژاد حمایت کرده بود و بر خلاف جریان فکری همسویش که مصاحبه با این شبکه را ممنوع اعلام کرده بودند، رفتار کرد. این رفتار غیرقانونی از سوی فرهاد جعفری دو بار دیگر نیز تکرار شد و این عمل در حالی انجام می‌شد که صراحتاً اعلام شده بود که مصاحبه با این شبکه ممنوع است. جالب اینکه او هر سه بار خود اقدام به برقراری تماس کرده است.

 

ماجرای فرهاد جعفری اما آغازی دیگر هم داشت. او پیش از انتخابات در اظهاراتی بسیار تند به مخالفت با رقبای احمدی‌نژاد پرداخت. اظهارات او به حدی تند بود که سایت‌های تندروی حامی محمود احمدی‌نژاد به حمایت از او پرداختند و او را مظلوم نامیدند.

جعفری در یکی از جلسات حمایت از احمدی‌نژاد شرکت کرده بود و طی آن جلسه میرحسین موسوی و خاتمی را «چپ دموکرات‌نما» خوانده بود و از این موضوع که «آقای احمدی‌نژاد در این چهارسال دست بخشی از روحانیون و روحانی‌زادگان را از قدرت کوتاه کرد» ابراز خوشنودی کرده بود.

جعفری اما تنها به این‌گونه حرف‌های تند اکتفا نکرده بود و حتی در وبلاگ شخصی‌اش از اینکه اکثریت اطرافیانش به موسوی رأی می‌دهند ابراز ناراحتی کرده بود. البته او به این نکته هم اشاره کرده که قصد رأی دادن را نداشته و تنها به دلیل اینکه موسوی رأی نیاورد به احمدی‌نژاد رأی خواهد داد.

 

در روزهای اخیر بسیاری از خوانندگان این کتاب و کسانی که پیش از این و عموماً قبل از انتخابات به خرید این کتاب دست زده بودند؛ به پس دادن کتاب به کتاب فروشی نشر چشمه اقدام کرده‌اند. طبق شنیده‌ها این اتفاق بعد از اعلام موضع سیاسی نویسنده این کتاب، فرهاد جعفری رخ داده است. این اقدام در نوع خود بی‌سابقه بوده است. بسیاری از خوانندگان و دارندگان این کتاب، نسخه‌های «کافه پیانو» خود را به فروشگاه نشر چشمه پس دادند.

 

هفته گذشته خوانندگان شهرستانی هم به این حرکت پیوستند و کتاب‌های خود را به تهران ارسال کردند. این اقدام ظاهراً به پیروی از دعوت‌های اینترنتی صورت گرفته است.

 

«کافه پیانو» اولین بار در نمایشگاه کتاب سال 87 منتشر شد و ظرف یک سال به بیش از 20 چاپ رسید.

این رمان همچنین در نظرخواهی سال گذشته روزنامه اعتماد از منتقدان و نویسندگان به عنوان رمان برگزیده سال انتخاب شد اما اعلام موضع این نویسنده درباره انتخابات روی گروهی از خوانندگان این رمان تأثیر گذاشت. گفته می‌شود دومین کتاب جعفری مجموعه‌ای از نامه‌ها و ‌ایمیل‌هایی است که این نویسنده بعد از انتشار رمان «کافه پیانو» دریافت کرده است.

به غیر از خبر فوق منبعی آگاه اعلام کرده است برخی از نزدیکان به این نویسنده که پس از اعلام مواضع او وی را طرد کرده‌اند؛ جهت‌گیری وی را ناشی از عدم تقوای او دانسته‌اند و در یادداشتها و مقاله‌هایی که در سایت‌ها و وبلاگ‌ها قرار گرفته است به جعفری برای اشاعه چنین تفکری اعتراض کرده‌اند.

 

 

منبع: کتاب نیوز

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  |