تبليغاتX
میــثـــم اشـــتـــــری | Meisam Ashtari

 

 

محمدرضا سرشار: به حول و قوه الهي در دولت نهم شرايطي پيش آمد كه حمايت از نويسندگان و مترجمان بسيار جدي شد. ما اين را در ابتدا وامدار مقام معظم رهبري هستيم كه در نخستين نشست خود با وزيران بر ادبيات و شعر تاكيد فراوان داشتند و سپس رييس جمهور محترم، دكتر احمدي‌نژاد، كه با انتخاب شايسته آقاي صفار هرندي به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، باعث رونق ادبيات و شعر انقلاب شدند.


سرشار گفت: پس از انقلاب از ميان هنر‌ها تنها هنري كه بسيار مظلوم واقع شده، هنر شعر و داستان است. وزارت ارشاد دولت‌هاي پيشين از ناشران حمايت مي‌كردند؛ اما حمايت از نويسندگان به هيچ عنوان صورت نمي‌گرفت.

 

 

وي گفت: در ابتداي تبليغات بسياري از طرف گروهي خاص انجام مي‌شد كه ارشاد وارد رقابت با ناشران خصوصي شده و در صدد حذف اين ناشران از نشر كشور است. اينها همه تبليغات بود؛ چون همين آثاري كه با اين كيفيت توسط ارشاد منتشر شده است تاكنون مورد اقبال ناشران خصوصي نبوده است يا اگر كتاب‌هاي اين نويسندگان چاپ شده، در حد همان چاپ نخست مانده است.

 

سرشار تاكيد كرد: مهم‌ترين تحول دولت نهم در حوزه ادبيات و شعر بعد از انقلاب، انتخاب آقاي صفار هرندي براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت فرهنگي ايشان دكتر محسن پرويز بوده است. 

 

منبع: http://ibna.ir/vdcb5zbf.rhb98piuur.html

 

 

آقاي سرشار شما هم بعله!!!

 

پ‌ن 1: چو ساكن برره پاچه‌اي مساعد ديد

براي خارشش همچون سگي شكاري شد

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

عجب هفته‌ای بود این هفته‌ای که گذشت. از اول‌ش روی استرس بودیم. لغوه گرفتیم از بس لرزیدیم.

خدا رو شکر که بدون شر تمام شد.

 

 

 

پ‌ن 1 : یک عمره دودو زده چشمو چارت

که خش نیفته روی میز کارت

 

اونا كه مرد و زن دعاگوشون بود

میز ریاست سر زانوشون بود

 

پ‌ن 2: به تو تبریک می‌گم که بیخودی، توی زرق و برق دنیا گم شدی.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

 

یعقوب به یوسف رسید،

زلیخا به یوسف رسید،

و من هنوز ...

 

 

 

پ‌ن 1: به قول سید علی صالحی:

.

.

.

باد بوی نامهای کسان من می‌دهد

يادت می‌آيد رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

نه ری‌را جان

نامه‌ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آينه،

از نو برايت می‌نويسم

حال همه‌ی ما خوب است

اما تو باور نکن!

 

 

پ‌ن 2: رفتی و من تنها شدم، با غصه‌های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

obama

 

امشبfrance 24  داشت برنامه‌ای تحت عنوان obama 100 day, now what? نشان می‌داد. من هم با همان انگلیسی دست و پا شکسته‌ام داشتم گوش می‌کردم یا به عبارت ساده‌تر نگاه می‌کردم. چهارتا کارشناس هم داشتند این 100 روز اوبا را می‌جویدند و بر سر هر کارش کلی بحث می‌کردند.

 

یک لحظه با خودم فکر کردم که اگر در شبکه‌ای مانند همین france 24  و یا cnn و یا هر حتی یک روزنامه‌ی داخلی ما دولت خودمان یا این 30 ساله‌ی انقلابمان را بنشینیم نقد کنیم چه بلایی بر سر اون شبکه یا روزنامه جماعتی کفن پوش می‌آورند.

 

امروز تابناک خبر زده بود که:

علی مطهری: اگر فيلم‌هايي مثل سوپر استار در زمان آقاي خاتمي اکران مي‌شد، عده‌اي 7-8 بار خيابان انقلاب را کفن پوش طي مي‌کردند .

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

 

قاصدک هان؟

چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی،

اما،

گرد بام و در من

بی‌ثمر می‌گردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

 

قاصدک

در دل من

همه کورند و کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه‌های همه تلخ

با دلم می‌گوید

که دروغی، تو دروغ

که فریبی، تو فریب

 

قاصدک  هان، ولی آخر ای وای

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام، آری! کجا رفتی؟ های

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خکستر گرمی، جایی؟

در اجاقی طمع، شعله نمی‌بندم

خردک شرری هست هنوز؟

 

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می‌گریند

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

می‌گویند تا زمین نخوری بزرگ نمی‌شوی. هر چقدر هم بیشتر و محکمتر زمین بخوری، قویتر و بزرگتر می‌شوی. 

بنگاهی سر کوچه‌ی ما می‌گفت، زمین طلاست. مرگ نداره. اون محل هم که بودیم می‌گفتند زمین‌های اینجا عوضی هستند. 

زمین باید پاک باشد. مثل دختر پاک. مثل پسر پاک. مثل دست که باید قبل از غذا بشوریش شود تا پاک باشه. 

زمین‌ خانه‌های محل ما متری 3 ملیون تومان است. اما رفتگر محله‌ی ما ماهی 100 هزار تومان حقوق می‌گیرد. چون خوب زمین مان را پاک می‌کند. 

روز زمین پاک بود. گوگل هم براش عکس گذاشته بود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

دکتر جوزف گوبلز وزير تبليغاتِ دولتِ ناسيونال سوسياليست (نازی) آلمان در فاصله‌ی سال‌های 1934 تا 1945 بود. گوبلز از معدود افرادی در راس حکومتی رايش سوم بود که از تحصيلات عاليه برخوردار و دکتری داشت. ميزان اعتقاد و علاقه‌ی گوبلز به اين نظام به حدی بود که در ساعاتی پيش از تصرف پناهگاه هيتلر توسط سربازان ارتش سرخ، گوبلز به همراه هيتلر و همسرش اوا براون، به زندگی خود، همسر و شش فرزندش پايان داد.

نام گوبلز در تاريخ بشريت تا کنون با «پروپاگاند» و تبليغات در معنای دروغ و عوام‌ فريبی عجين شده است. مهارت اين فرد در دروغ پردازی و تبليغات دروغين، از شکست و ناکامی‌ها پيروزی و ظفر ساختن و ... به حدی بوده است که همواره به عنوان مرجع و الگويی برای عوامفريبی و دروغ پراکنی در سراسر جهان طرح بوده است.

طبق آموزش‌های گوبلز، «حقيقت، دروغی است که از فرط تکرار به واقعيت بدل شود.»

 

دستگاه تبليغاتی و عوامفريبیِ رايش سوم تنها يک گوبلز داشت، حال با جماعتی که همه در مکتبِ گوبلز استاد دهرند، چه می توان گفت؟

 

 

 

پ‌ن 1: به قول حاجی: اینجا لی‌لی پوت است.  شهر آدم کوچولوها

 

پ‌ن 2: هویمان کردند، پس پیروز شدیم.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  |