
چند روز پیش داشتم طبق معمول برای کتاب نیوز خبر آماده میکردم که چشمم به اسم گوگول افتاد. خبر برایم جالب بود. مضوع خبر آن بود که روسها و اکراینیها بر سر این نویسنده و مالکیتش و مملکتش دعوا دارند. به طوری که هرکدام میگویند مال ما است. البته اتفاقاً یونسکو سال 2009 را به نام او نام نامیده است. خبر را کار کردیم و تمام شد.
دوباره پریروز داشتم خبر بازی میکردم که دوباره چشمم به اسم گوگول افتاد. خبر این بود که روسها دارند برای گوگول در خانهای که فوت کرده موزه میسازند و اعلام میکردهاند که تمام اموالش را به بالاترین قیمت خریدارند.
تلنگر جالبی بود. ما بزرگترین ادیبان جهان را داریم و اصلاً مهم نیست که کسی صاحب آن بشود یا نه. ادیب که هیچ، آثار باستانیمان را هم اگر دیگران خراب نکنند؛ حتماً خودمان خراب میکنیم. برج جهان نمای اصفهان و میدان نقش جهان، درختان خیابان چارسوق و ... البته به حراج رفتن خرده ریزهایش که دیگر هیچ.
روسها فقط برای ثابت کردن یک نویسندهیشان؛ موزه برایش درست میکنند و ما کل مملکتمان را اهدا میکنیم.
پن 1: برای شناختن گوگول اینجا را بخوانید.
پن 2: اگر خواستید اوج فلاکتمان را ببینید، اینجا را هم بخوانید.
