
توی اون هفته بود که smsهایی برایم آمد که اولین مصاحبهی مطبوعاتی میر حسین موسوی در حال انجام است. به دلیل مشغلهی زیاد کاری نرسیدم که همان روز پیگیریاش کنم.
دیشب که بیخوابی به کلهام زده بودو داشتم طبق معمول ول گردی یا همان وب گردی میکردم و یاد همان مصاحبه افتادم. البته دورادور در جریان تمام مراحل تبلیغاتی و حرفها و مصاحبههای ایشان هستم. آن مصاحبه را هم میدانستم چی به چی بوده، اما دقیق نخوانده بودم.
دیشب بعد از دقیق خواندن مصاحبه احساس کردم که کسی دوباره کاندید شده است که اگر بگذارند رئیس جمهور شود، وجهی صلح و صلح طلب بودن ایرانیها را به آنها باز میگرداند.
مهندس در جواب خبرنگار فرانسوی که از او پرسیده بود سیاست شما در مورد هولوکاست چیست؟ پاسخ داده بودند که افراط و تفریط و حادثه جویی آسیب سیاست خارجی ما بوده است و باید از آن دوری کنیم. البته ایشان گفته بود که در اسلام حتی کشته شدن یک نفر هم درست نیست.
این حرفها بوی صلح میدهد. بوی ایرانی سر بلند.
این مرد بوی صلح میدهد. بویی از جنس آنهایی که میتوانند کاری کنند که ما بتوانیم خودمان را در دنیا ایرانی معرفی کنیم.
او از جنس آدمهای 30 سال پیش است. از جنس آنها که میخواستند خیلی کارها بکنند. اما حذف رقبای سیاسی و عشق به قدرت بعضی افراد باعث شد که ...
