تبليغاتX
میــثـــم اشـــتـــــری | Meisam Ashtari
 

 

 

سکوتم از رضايت نيست

دلم اهل شکايت نيست

 

هزار شاکي خودش داره

خودش گير گرفتار

 

همون بهتر که ساکت باشه اين دل

جدا از اين ضوابط باشه اين دل

 

از اين بد تر نشه رسوايي ما

که تنها تر نشه تنهايي ما

 

که کار ما گذشته از شکايت

.

.

.

 

پ‌ن 1: معجزه هم شاید راه به جایی نبردگاهی

 

 

پ‌ن 2: دلخوشیم به این که شاید سحر رو یک روزببینیم

        

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

 

حق با تو بود از غم غربت شکسته‌ام

بگذار صادقانه بگویم که خسته‌ام

 

ما می‌رویم قصه‌مان نامشخص است

هر جا رویم از این شهر بهتر است



 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  | 

 

 

از زماني كه وارد عرصه اينترنت و چت شدم حدود 10 سال مي‌گذرد. تقريباً سال 78 يا 79 بود كه با كامپيوتر و اين آشنايي با آشنا شدن با اينترنت همراه بود.

از همان روز اول هم تقريباً پايم به چت باز شد. يادم مي‌آيد آن موقع‌ها سايت زن بود و سروش و ....

بعدها هم تقريباً در تمام مسنجرهايي كه در اين فضاي مثلاً مجازي «البته براي من واقعي» كه وجود دارد ثبت نام كردم و روي تمام آن‌ها هم كلي دوست خوب دارم كه كلي هم با هم صميمي هستيم.

چند وقتي است تكنولوژي شاتل به خانه ما هم رسيده است و ما هم هميشه On هستيم البته با چندين مسنجر.

ديشب كامپيوتر را روشن كردم و رفتم شام، بعد هم كه علي رضا آمد و كلي با مريم و فاطمه بازي كردم. البته جلوي تمام آن‌ها هم نوشتم Not At My Desk. بعد از برگشتن فقط فحش بود كه خواندم و اين كه چرا جواب نمي‌دهي. آن هم نه از يك يا دو نفر. از كلي نفر.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط میثم  |